اعلامیه

متن سخنرانی شب سوم از دهه آخر صفر ۹۳ مصادف با رحلت پیامبراکرم(ص)وشهادت امام حسن(ع)(۲۹ آذر ۱۳۹۳)

هیات محبان فاطمه بر آن شده است که در روزهای آتی به تدریج، متن سخنرانی شب های دهه آخر صفر  ۹۳ را که بوسیله حجت الاسلام و المسلمین قربانی ایراد  گشته بود، منتشر نماید.

شب سوم

در بحث اهمیت بسیار زیاد نماز امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: « وَ اعْلَمْ أنَّ کُلَّ شَیْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ » و بدان که تمام اعمالت دنباله‌ رو نماز توست (نهج‌البلاغه‌ی فیض،نامه‌ی۲۷)

نماز در بین اعمال مثل امام می ماند. بین همه کارها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توجه ویژه ای به نماز دارند و می فرمایند: « قرة عینی فی الصلوة » نماز نور چشم من است. (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۴۱٫ روایت های ۸ و ۹، باب ۱۹)

لذا باید توجه ویژه ای به نماز هم برای دنیا و هم برای عقبی داشته باشیم. بصورت ساده اگر بیان کنیم همانطور که به وعده های غذاییمان پایبند هستیم نسبت به نماز نیز باید همین روحیه را داشته باشیم چون نماز به زندگی برکت می دهد.  پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: « و ایم اللّه لان یهدی اللّه علی یدیک رجلاً خیرٌ لک ممّا طلعت علیه الشّمس او غربت » سوگند به خدا هرگاه خداوند به دست تو یک نفر از آنها را هدایت کند، برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن می تابد، یا غروب می کند(بحارالانوار،ج ۲۱، ص ۳۶۱)

 و ما باید سعی کنیم دیگران را نیز به این مجالس دعوت کنیم تا با دین و نماز آشنا شوند. لذا خداوند هیچ گاه نمی فرماید نماز بخوانید بلکه می فرماید « وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ » نماز را به پا دارید (سوره بقره، آیه ۴۳)

 که معنای وسیع تری دارد یعنی هم خود نماز بخوان و هم دیگران را هم به سمت نماز دعوت نماییم پس ما مسئول هستیم که دیگران را نیز به مجالس مذهبی بیاوریم وگرنه ممکن است جوانان به سمت انحراف کشیده شوند.

در قرآن داریم که « وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا » اگر انسان یک نفر را زنده کند،گویا یک نسل را زنده کرده است (سوره مائده، آیه ۳۲)

 و منظور از زنده کردن حیات معنوی است یعنی نور ایمان را در دلش زنده کند باید سربازان امام زمان (علیه السلام) را زیاد نمود.

بحث ما به مساله شهادت یا رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می رسد. در واقع عزای اصلی مسلمانان در رحلت پیامبر است زیرا تمامی مسائل مثل شهادت حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از رحلت رخ می دهد که دشمنان کینه های خود را نشان می دهند.

بحث اینجا در مورد اخلاق پیامبر است. ما می خواهیم به سیره ی اخلاقی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تشبیهی داشته باشیم. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر اخلاق بودند. پیامبردر حدیثی می فرمایند: « لو کان الحسن شخصا لکان فاطمة , بل هی أعظم , إن فاطمة ابنتی خیر أهل الأرض عنصرا وشرفا وکرما » اگر حسن و نیکویى در قالب یک شخص و یک چهره در مى آمد آن شخص فاطمه بود، بلکه از آن هم بزرگتر بود, فاطمه دختر من بهترین أهل زمین است در کرم وعنصر وشرف ( مقتل الحسین : ۱/۶۰ و در مکتب فاطمه (علیها السلام ): ص ۱۷۷ / به نقل از: فرائد السمطین : ج ۲، ص ۶۸)

یعنی حضرت زهرا(سلام الله علیها) سراسر اخلاق بودند. و همچنین می فرمایند: « لوکان العقل صورة أو رجلاً لکان الحسن/وَ لَوْ کَانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکَانَ الْحَسَنَ  » اگر عقل انسانی بود، آن شخص امام حسن (علیه السلام) بود (مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة / ص ۱۳۵/ المنقبة السابعة و الستون)

یعنی امام حسن(علیه السلام) سرتاسر وجودشان عقل است. درباره خود ایشان نیز همین گونه است نمی توان گفت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) دارای خلق حسنه است بلکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سراسر وجودشان اخلاق است مجسمه و تندیس اخلاق است.

و هیچ گاه حتی در بدترین شرایط از مقتضای ادب و اخلاق فاصله نمی گرفتند. هنر از مقوله زیبایی است، هر انسانی سعی می کند هنرش را به بهترین شکل نشان دهد مثل خطاطی، نقاشی و … پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می خواهند ما را هنرمند بار بیاورند. بداخلاقی و بدزبانی و … بی هنری است، هنر داشتن رفتار نیکو است. از منیت ها باید گذشت بیشتر مشکلات انسان ها به منیت های کاذب و هواهای نفس بر می گردد.  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند اگر می خواهید به مقصود و آرامش برسید باید از این خواسته های گوناگون نفستان بگذرید.

لازمه داشتن ارتباط سالم در خانواده و اجتماع ،داشتن حسن اخلاق است. امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: « ثلاثه من مکارم الدنیا و الاخره : ان تعفو عمن ظلمک ، و تصل من قطعک ، و تحلم اذا جهل علیک » سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ، به کسی که از تو بریده است بپیوندی ، و هنگامی که با تو به ندانی رفتار شود ، بردباری کنی (بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج ۷۵، ص ۱۷۳)

 اگر حقی از تو ضایع شده، به عهده خدا بگذار که جبران کند، ولی از برادر خود مبر!

بحث دیگر یک سوال است؛ پیامبر از دنیا می رود،آیا برای بعد از رحلت خود تدبیری کرده است یا نه؟ اهل سنت معتقدند که خیر! پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) کار را به امت واگذار نموده اند. وقتی که دین، آخرین دین و پیامبر، آخرین پیامبر است آیا امکان دارد بعد از خود امت را به حال خود رها کرده باشند. در حالی که اسلام در مورد مسایل بسیار جزیی توصیه هایی دارد، قطعا در مورد امر جانشینی هم توصیه هایی دارد در غیر اینصورت با حکمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و خداوند همخوانی ندارد. شیعه معتقد است پیامبر از ابتدای نبوت خود به فکر جانشین بوده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)  علاوه بر واقعه غدیر خم، در روزهای آخر عمر نیز با وجود ضعف جسمانی، بالای منبر رفتند و در آن سخنرانی لعنت کرد کسی را که از فرمان او سرپیچی کند. سپس با تدبیرشان برای این که گروه نفاق و فتنه را از مدینه بیرون کنند لذا ابوبکر و عمر و  افراد سقیفه بنی ساعده را برای لشکر کشی به روم می فرستند و رهبر این لشکر را اسامه ابن زید که جوانی ۱۸ ساله بود قرار دادند!

از این کار پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می توان درس بزرگی گرفت به این معنا که وقتی عمر و ابوبکر را به فرماندهی جوانی ۱۸ ساله راهی این سفر کرده اند که نشان دهنده عدم لیاقت و شایستگی شان می باشد پس چگونه می توان رهبری مسلمانان به این اشخاص سپرده شود؟

خداوند در قرآن می فرماید: « وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ » و از روى هوا و هوس سخن نمى‏گوید ،گفتار او چیزى جز وحى که به او نازل مى‏شود نیست (سوره نجم آیه ۳و۴)

اما وقتی  پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در پایان عمر برای اولین بار درخواست می کنند « ایتونى بدواة و کتف لاءکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده ابدا » دوات و استخوانى براى من بیاورید تا چیزى برایتان بنویسم که پس از آن گمراه نگردید (الارشاد ۱: ۱۸۳ ۱۸۴) وقتی این جمله از دهان مبارک پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بیرون آمد در کتاب صحیح مسلم جلد دوم صفحه ۱۲۵۹ [کتاب صحیح مسلم یکی از صحاح اهل تسنن است] آمده ؛ خلیفه دوم بلند شد و فریاد زد که پیامبر از شدت بیماری نعوذ باالله در حال هذیان گفتن است و شما وقتی قرآن را دارید دیگر گمراه نمی شوید و نیازی به نوشتن نیست و نگذاشت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بنویسد چیزی را که باید می نوشت فلذا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با دلی پر از غصه از دنیا رفتند!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>