اعلامیه

متن سخنرانی شب دوم از دهه آخر صفر ۹۳ مصادف با رحلت پیامبراکرم(ص)وشهادت امام حسن(ع)(۲۸ آذر ۱۳۹۳)

هیات محبان فاطمه بر آن شده است که در روزهای آتی به تدریج، متن سخنرانی شب های دهه آخر صفر  ۹۳ را که بوسیله حجت الاسلام و المسلمین قربانی ایراد  گشته بود، منتشر نماید.

شب دوم

ابتدای بحث را با ذکر یک مساله در باب احکام شروع می کنیم و در باب نماز که تاکید بسیاری از طرف بزرگان دین شده است. و یکی از نمازهای واجب بعد از نمازهای یومیه نماز قضای والدین است که بر عهده پسر بزرگ گذاشته شده است و دلیلش این است که خدا می خواهد که در صحرای محشر حتما نماز در پرونده اعمال انسان باشد البته خداوند به نماز بندگان نیازی ندارد بلکه برعکس برای خود انسان پرفایده است چرا که نماز کارخانه آدم سازی است و اگر به زندگی اوتاد الهی نگاهی بیاندازیم می بینیم که همگی با استفاده از نماز و عبادت به مقامات بالایی دست یافته اند.

همانطور که بدن انسان به غذا نیاز دارد روح ما که اهمیت بیشتری نسبت به بدن دارد نیز نیازمند غذاست و اگر به آن توجه نشود رنجور و نحیف خواهد شد. اما غذای روح چیست؟ عبادت و نماز به انسان شخصیت و به زندگی اش جهت می دهد و حلال حرام را به انسان می آموزد و آدمی را در برابر اغواهای شیطان حفظ می کند. تمام زندگی باید بر محور نماز باشد به مانند آقای بهجت که تمام زندگی اش را در نماز صرف نموده بودند. آیا خداوندی که این همه نعمت به انسان داده است شایسته شکر و ستایش نیست؟ چنان که شهید دستغیب بیان داشته اند شکر منعم عقلا واجب است خدایی که بی منت این همه نعمت به انسان داده است.

« وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ » و اگر نعمت‏هاى خدا را شماره کنید، نمى‏توانید آنها را به آخر رسانید. بى‏شک خداوند آمرزنده‏ى مهربان است (سوره نحل آیه ۱۸)

نماز باید در راس کارها باشد. افرادی مثل آقای خوانساری نمازشان را در سه بار می خواندند.

یکی از مسائل  و مباحث اساسی و کاربردی در زندگی انسان بحث انتظار است و سوالی که امروزه برای همه بشریت به وجود آمده این است که سرانجام این اوضاع نابسامان دنیا به کجا خواهد رسید. دنیایی که سراسر ظلم و جرم  همه ادیان ئر یک نقطه اشتراک دارند که در آخر امر یک مصلح خواهد آمد چنان که ابن ماجه می گوید:

« لامهدیّ إلّا عیسی بن مریم » و مهدی جز عیسی بن مریم نیست (سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۳۴۰، ح ۴۰۳۹)

 مسیحیان حضرت عیسی(علیه السلام) را منجی می دانند  در حالی که مسلمانان معتقدند  که عیسی (علیه السلام) ظهور می کنند و اولین کسی است که به امام زمان (علیه السلام) اقتدا می کنند نه این که خود منجی باشند. همچنین رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند:

 « منا الذی یصلی عیسی بن مریم خلفه » از ماست کسی که عیسی بن مریم به او اقتدا کرده و نماز می‌گزارد (مسند احمد، ج۱، ص۸۴)

همچنین امام باقر(علیه السلام) فرمودند:

خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند « و ینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلی خلفه » و روح الله عیسی بن مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد  (بحار الانوار، ج۵۲، ص۱۹۱، حدیث ۲۴)

ادیان دیگر نیز هرکدام در باب منجی آخر الزمان روایاتی دارند که مبهم است. از این روایات برداشت می شود که خود پیغمبر اسلام نیز منتظر ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) هستند پیامبری که همه علوم در دستشان بود فرمودند که اسلام به دست فرزندش مهدی(علیه السلام) گسترش می یابد. از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) سوال می شد که مهدی کیست؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) با این که حدود ۲۵۰ سال با حضرت مهدی(علیه السلام) فاصله داشتند حتی وضعیت ظاهریشان را نیز بیان کرده اند.

پس می بینیم که مهدویت از مسلمات همه ادیان از جمله اسلام است و این اعتقاد از زمان خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح  بوده است هنگامی که آیه

 «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ» اى کسانى که ایمان آورده‏اید! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کاردارانى که از شما هستند فرمان برید (سوره نساء آیه ۵۹)

 نازل شد و اطاعت کسانی که به عنوان «اولوالامر» به طور مطلق، واجب کرد و اطاعت ایشان را همسنگ اطاعت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داد. جابربن عبدالله انصاری از آن حضرت پرسید: این «اولوالامر» که اطاعتشان مقرون به اطاعت شما شده چه کسانی هستند؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«هم خلفائی یا جابر و ائمه المسلمین من بعدی. اولهم علی بن ابی طالب، ثم الحسن، ثم الحسین، ثم علی بن الحسین، ثم محمدبن علی المعروف فی التوراه بالباقر- ستدرکه یا جابر، فأذا لقیته فاقراه منی السلام- ثم الصادق(علیه السلام) جعفر بن محمد، ثم موسی بن جعفر، ثم علی بن موسی، ثم محمد بنعلی، ثم علی بن محمد، ثم الحسن بن علی، ثم سمیی و کنیمی حجه الله فی ارضه و بقیته فی عباده ابن الحسن بن علی … .» ای جابر، آن‌ها جانشینان من، بعد از من هستند؛ اولین آن‌ها علی‌بن‌ابی‌طالب است، سپس حسن، سپس حسین، سپس علی‌بن‌الحسین، سپس محمد بن علی است که در تورات به «باقر» معروف است، تو او را درک خواهی کرد، اگر او را دیدی، سلام من را به او برسان، بعد از او جعفر بن محمد صادق است، سپس موسی بن جعفر است، سپس علی بن موسی است، سپس محمد بن علی است، سپس علی بن محمد است، سپس حسن بن علی است، سپس هم نام من و هم کنیه من است که فرزند حسن است که خداوند متعال به وسیله او مشارق و مغارب زمین را فتح خواهد کرد؛ او از شیعیان خود غایب خواهد بود، هیچ کس نسبت به او دارای اعتقاد ثابتی نمی‌باشد، مگر کسی که خداوند متعال قلب او را امتحان کرده باشد (غایه المرام ص۲۶۷، «اثبات الهداه» ج۳ ص۱۲۳ و ینابیع الموده ص۴۹۴)

 و در تاریخ از همان ابتدای شهادت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بسیاری از مهدی نماها را می بینیم که نامشان به دروغ به عنوان جانشین برده می شد. اما از زمان امام هادی (علیه السلام) روند زندگی ائمه(علیه السلام) دگرگون می شود چرا که از این تاریخ به بعد حاکمان وقت، ائمه(علیه السلام) را در پادگان ها تحت نظر می گرفتند و زندانی می کردند تا حضرت را به قتل برسانند فلذا ائمه(علیه السلام)  رویه خاص در پیش می گرفتند تا شرایط را برای غیبت آماده سازند.

 بعد از غیبت نیز امام زمان همواره به طور غیر مستقیم با مردم ارتباط داشته و آنها را هدایت می نمایند. که این ارتباط یا به دلیل لیاقت بوده مثل سیدبحرالعلوم یا به دلیل مواجهه با شرایط سخت و اضطرار برقرار می گردد. امامی که همیشه ناظر بر رفتار و اعمال ما است چنان که حاج محمدعلی فشندی تهرانی در سفر بیستم خود در صحرای عرفات مفتخر به دیدن حضرت می شوند که در چادری که روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) خوانده می شد حضرت بر در خیمه به احترام ایستاه بودند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>