اعلامیه

متن جلسه هفتگی شانزدهم ربیع الاول ۱۴۳۶ (۱۸ بهمن ۹۳)

در جلسه هفتگی هیات محبان فاطمه در تاریخ ۱۸ بهمن ۹۳ مصادف با شانزدهم ربیع الاول ۱۴۳۶، شب میلاد پیامبر اکرم (ص) و امام صادق (ع)،  حجت الاسلام والمسلمین حاج ولیرضا قربانی حق ایراد سخنرانی نمودند. در ادامه مطلب می توانید متن سخنرانی ایشان در این جلسه هفتگی را، مطالعه فرمایید. 

میلاد پیامبر اکرم(ص) بسیار بزرگ است چون حضرت در زمانی به دنیا آمدند که بساط دین در جامعه آن زمان و در عالم برچیده شده بود. زمانی که تفحش، جرم، جنایت ، ظلم و …. همه عالم را فرا گرفته بود. این ها از زمان عروج حضرت عیسی(ع) به آسمان شروع شد و تا زمان تولد پیامبر اکرم(ص) که حدود ۶۵۰ سال طول کشیده است. در این فاصله زمانی دینداری به شدت سقوط می کند. تا زمانی که حضرت به دنیا آمدند چنان که در کتاب شریف کافی مرحوم کلینی از قول امام باقر(ع) آمده: وقتی پیامبر اکرم(ص) به دنیا آمدند نور آن حضرت تمام شرق و غرب را فرا گرفت به گونه ای که هم حضرت آمنه و هم حضرت فاطمه بنت اسد[مادر امام علی علیه السلام] این نور را دیدند و متعجب شدند. که ابوطالب بشارت چنین مولودی را به فاطمه بنت اسد نیز می دهد.

پیامبر اکرم(ص) از زمان تولد تحت تعلیم و تربیت بودند و هر روز اخلاق و رفتار و کردارشان از قبل کامل تر می شد. ما یک بار به دنیا می آییم پس باید خوب زندگی کنیم و باید عمر خود را هدر ندهیم و توجه شود که اسلام دین یاس و ناامیدی نیست و همیشه فرصت بازگشت برای انسان وجود دارد. شهید مطهری می فرمایند که ضرب المثل ” آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب” درست نمی باشد چرا که همواره می توان توبه کرد و اسلام همواره راه برای بازگشت از گناه قرار داده است.

در روایات آمده که اگر رحمت خداوند ۱۰۰ درجه باشد یک درجه آن در این دنیا شامل حال انسان می شود و ۹۹ درجه آن در آخرت شامل انسان می گردد. پس رحمت خداوند شامل حال ما می شود پس منظور از توبه و بازگشت این نیست بحث سقوط کردن و فرصت سوزی زندگی می باشد. فاصله گرفتن از زندگی است که در قرآن به آن اشاره شده

« وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا » و هر که از یاد من روى بگرداند، بى‏تردید زندگى سختى خواهد داشت (سوره طه، آیه ۱۲۴)

باید از آسیب هایی که به زندگی لطمه می زند دوری نماییم. سوالی که پیش می آید این که امثال آقای بهجت (ره) چرا این قدر بزرگ شدند؟ چون از دوران کودکی در محضر عالمان بودند و تمام وقت خود را برای فراگرفتن علوم سپری می کردند به طوری که تمام وقتشان را جهت یادگیری پیش فروش می کردند.

اکثر مراجع فقیه در اواخر عمرشان یک درس را تدریس می کردند ولی آقای بهجت(ره) تا آخرین لحظات عمر شریفشان هم فقه و هم اصول تدریس می کردند که از دروس مهم می باشند و مدرس باید توانایی جسمی و ذهنی بالایی داشته باشد.

برخی از انسان ها وقت خود را صرف کارهای بیهوده می نمایند و از زندگی سودی نمی برند و بعد از مدتی متوجه می شوند که زندگی شان را بیهوده تلف کرده اند و دست شان خالی است و از زندگی و دین ناله می کنند. جواب این افراد بدین گونه است که خودشان این بلا و مصیبت را بر سر خود آورده اند و بد زندگی کرده اند و حال پشیمان هستند.

خداوند در جواب به این افراد می فرماید ما به شما عقل، فکر، قرآن و پیامبر و … داده ایم چرا چشم خود را بسته ای؟ پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

« اَنـَا اَدیبُ اللّه‏ » من ادب آموخته خدا هستم (مکارم الاخلاق ص ۱۷)

امیرالمومنین(ع) نیز می فرمایند:

« اَلدَّهرُ یَومانِ : یَومٌ لَکَ وَ یَومٌ عَلَیکَ فَإذا کانَ لَکَ فَلا تَبطَر وَ إذا کانَ عَلَیکَ فَاصطَبِر » دنیا دو روز است : روزى به سود تو و روزى به زیان تو . هرگاه به سود تو بود، سرکشى نکن و وقتى به زیان تو بود، شکیبایى پیشه کن. (غرر الحکم و درر الکلم، حدیث۱۹۱۷ )

لذا برخی افراد به محض این که چند روز دنیا بر علیه شان باشد شروع به غر زدن و ناسپاسی خدا می کنند ولی افرادی که در کلاس بالای معنوی هستند مطلقا داری و نداری دنیا به چشم شان نمی آید. در قرآن آمده :

« إِنَّمَا الحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ » زندگى دنیا جز بازیچه و بیهودگى نیست (سوره محمد، آیه۳۶)

انسان به خاطر این بازیچه دارد خود را به هلاکت می اندازد.

از امیرالمومنین(ع) روایت شده : کسی که در حال مردن است سه نفر بر بالین او می آیند؛ اول مال و اموال او است که می گوید همه عمر زحمت کشدی تا مرا جمع کنی ولی اکنون به اندازه یک کفن می توانی از من بهره ببری. دوم زن و خانواده و فرزندان او هستند که می گویند پدری مهربان برای ما بوده ای ولی ما تا سر قبر تو می توانیم بیاییم. سوم اعمال او است که هم در این دنیا و هم در آخرت با او همراه است.

خیلی از انسان ها برداشت ابتدائی از مسائل دارند و به باطن امور توجه ندارند. امیرالمومنین(ع) بعد از این که مردم با ایشان بیعت نمودند به حفر چاه و آباد کردن نخلستان پرداخته و آن ها را  وقف مردم می نمودند. آقای جوادی آملی (ره) هرگز بر پشتی تکیه نمی دهند و می فرمایند که دنیا جای تکیه دادن نیست به مانند استادشان آیت الله طباطبایی (ره) که ایشان نیز تکیه نمی دادند و تکیه بر دنیا را تکیه بر برف می دانستند.

بنابراین باید از خداوند متعال بخواهیم که به ما دید حقیقت بین بدهد

« اللَهُمَّ أَرِنِی‌ الاشْیَآءَ کَمَا هِیَ » خداوندا! امور را آن گونه که هست، به من نشان بده (حارالانوار، محمد باقر مجلسی، چاپ مؤسسة الوفاء، بیروت ،ج ۱۴، ص ۱۰ و ۱۱)

به مانند حاج مومن شیرازی از انسانهای پاکی بودند که حقیقت اشیاء را می دیدند و لذا سر هر سفره ای نمی نشستند و هر غذایی را نمی خوردند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>